باز مارا دور هم عشق به مادر جمع کرد

باز مارا دور هم عشق به مادر جمع کرد

[ مجتبی رمضانی ]
باز ما را دور هم عشقِ به مادر جمع کرد
تک تکِ ما را خودِ زهرای اطهر جمع کرد

فاطمه به شیعیان درس ولایت داده است
شیعه را عشقِ به حیدر پای منبر جمع کرد

بی گمان از برکت این سفره غافل بوده است
هرکه رزق خویش را از راه دیگر جمع کرد

هرکسی که درهمی را خرج الُ الله کرد
شک ندارم بعد از آن چندین برابر جمع کرد

روضه‌خوان مادرِ سادات امام مجتبی‌ست
گریه‌کن‌ها را خودش در روضه‌ها سرجمع کرد

فاطمه یعنی به تنهایی سپاه مرتضی
در مقابل نیز شیطان چند لشگر جمع کرد

از پرستویی که بین کوچه بر دیوار خورد
آخرش یک مشتِ پَر، بچه کبوتر جمع کرد

تا نگه دارد برای مرهم بازوی خود
اشکِ چشمِ مرتضی را دست همسر جمع کرد

نظرات