از ابتدای هفته فقط آه میکشیم ما هر سه شنبه نالهی جانکاه میکشیم هی جمعه روی جمعه تلنبار میشود درد فراغ را همهی ماه میکشیم ما از تب وصال توان کسب میکنیم یک کوه را به قدر پر کاه میکشیم باید به زور گریه از این چشمها گرفت با دست خویش اب از این چاه میکشیم شرط عروج بنده به بغض پگاه اوست خود را به سمت اشک سحرگاه میکشیم هر کس دلیل قد خمم را سوال کرد گفتیم بار نوکری شاه میکشیم این اعتقاد ماست که دلخواه فاطمهست در روضه هر چه نالهی دلخواه میکشیم قسم به عمر کم مادر شما ناز تو را در این دم کوتاه میکشیم در ووچه گشوارهی مادر شکسته شد ما هرچه میکشیم از آن راه میکشیم