
آه حضرت حیدر نفْس پیغمبر مرد جنگاور فاتح خیبر زمین خورده رُو زبونا افتاده علی کم آورده تُو مدینه پیچیده زنش جوون مُرده دنیا رو ببین یه پهلوون بود که دیگه شد خونهنشین نشست کنار قبر زهراش زد به زمین علی دورت بگرده شوهرت تا حالا انقد گریه نکرده علی دورت بگرده... ***** آه ماه پنهونم نیمهی جونم بسترت زهرا پهنه تُو خونهم پر از دردم بعد تو زانوی تنهایی بغل کردم دیگه پام نمیره سمت خونه برگردم دنیای علی میلرزه بعد تلقینت دستای علی یه شب بیا به خواب من زهرای علی علی دورت بگرده شوهرت تا حالا انقد گریه نکرده علی دورت بگرده...