یه ساله چشم انتظارم شب و روز طی بشه و، محرم سر برسه کاسهی چشمامو بیارم زیر بارون غمت، رزق نوکر برسه شوق من برا محرم یه حس غیر عادیه فطرتاً حسینی بودن یه اصل اعتقادیه (زندگی بدون حسین یه لحظهشم زیادیه)۲ (واسه گریه توو روضه، خیلی غصه میخوردم مگه غیر از عشق تو، سود دیگهای بردم سر سال نوکری، خمس گریه آوردم)۲ یا قتیل العبرات، جون من به فدات... هزار و چهارصد محرم، گذشته اما هنوز تازگی داره غمت همیشه عاشورا تکرار، میشه باید بمونی پای اسم و علمت زیر پرچم تو نفرت، به عاشقی بدل میشه تلخیای روزگارم، با عشق تو عسل میشه مشکلات زندگیها، تو روضهی تو حل میشه مگه یادم میره، این دوستای حسینیمو دور هم جمع شدیم با، عشق تازه حس نو چقدر خوبه حسین، همدلی با عشق تو حسین...