چه رنج ها که به پیشانی تو دیده نشد
مهدی رسولیپسندیدن32
بازدید7.3K
چه رنج ها که به پیشانی تو دیده نشد که غم برای کسی جز تو آفریده نشد عمه جانم چه بغض ها که گلوی تو را فشرد ولی صدای گریه ی تو لحظه ای شنیده نشد قهرمان عمه ام خانوم به استواری لحن تو در حماسه قسم به قامتت که دمی زیر غم خمیده نشد قسم به صبر ، به داغی که تازه است هنوز دلی صبورتر از زینب آفریده نشد