چه آتیشی توخونمون افتاده

چه آتیشی توخونمون افتاده

[ محسن عرب‌ خالقی ]
(چه آتیشی تو خونمون افتاده
با اشک و آه باید اونو خاموش کنم) ۲

(منو بسته بودن تو رو می‌زدن) ۲
چطور باید اینو فراموش کنم

(توی روز روشن تو رو زدن
پیش دوست و دشمن تو رو زدن) ۲

اونایی که بودن به نیّت
اونا که نبودن تو رو زدن

یکی نبود تو اون شلوغی 
دست یکیشونو بگیره

بگه نزن تو راهی داره
بگه نزن داره می‌میره

وای مادرم مادرم مادرم... 

دلم رو همین غم کفن می‌کنه
که خنده مُغَیره به من می‌کنه

یه مردم نبود که بگه بی حیا
کی دستش رو رو زن بلند می‌کنه

(دروغ روضه بخوانیم در نیفتاده) ۲
نخورده ضربه و از پشت سر نیفتاده

 صل الله علیک یا رحمت الله الواسعه
یا باب النجاه امت

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب
کآشوب در تمامی ذرات عالم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند
زیرا عزایِ اشرفِ اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نورِ مشرقین
پرورده‌ی کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خورده‌ی طوفان کربلا
در خاک و خون فتاده به میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او فاش می‌گریست
خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

از خاک هم مضایقه کردند کوفیان
بر خاک ماند پیکر سلطان کربلا

سر میدم به پای تو تا سَروری کنم
دل میدم به دست تو تا دلبری کنم

آغاز سال گریه‌ی شیعه محرم است
امسال هم اجازه بده نوکری کنم

نظرات