پرچمها در اهتزاز حاجیان به سوزوساز، بر لب نغمهی حجاز میرسند به کربلا، فریاد یا محمدا حسین آید و کاروانِ دل رسد کشتی او، سوی ساحل به آتش کشد روضه را سوز غم خواهرش از دَم محمل امان ای دل غم عشقت، بیابون پرورُم کرد غم دوری، چه بی بال و پرم کرد به ما گفتی، صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرُم کرد (حسین، نمان جان و ریحانهی زهرا حسین، رسد بوی غربت از این صحرا)۲ میآیند حسینیان، بانگ الرحیلشان میپیچد در این جهان، سمت حائر حسین هل من ناصرِ حسین منای شهیدان شود اینجا بماند علم تا ابد اینجا تنش بر زمین، خواهرش اما به شام بلا میرود اینجا امان ای دل، امان ای دل به زیر لب، بخواند خواهر او از امشب تا، وداع آخر او (الهی خواهرت زینب بمیرد نباشد بعد تو ماتم بگیرد)۲ حسین، ندارم دگر تاب هجرانت حسین، الهی شوم من به قربانت حسین ای مظلوم...