نه مراست قدرت آنکه دَم، زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم، صفتِ کمال تو یا علی علی یا علی... هله ای مُجلّیِ عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری هله ای مولّه عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری که ندیدهام به دو دیدهام که تو گوهری، که تو جوهری چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری به کدام کس مَثَلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی تویی آنکه غیر وجود خود به شهود و غیب ندیدهای فَقرات نفْس شکستهای سُبحاتِ وَهم دریدهای همه دیدهای نه چنین بُوَد شه من تو دیدهی دیدهای زِ حدود فصل گذشتهای به صعودِ وصل رسیدهای زِ فنای ذات به ذاتِ حق بُوَد اتّصال تو یا علی **** برو ای گدای مسکین، درِ خانهی علی زن که نگین پادشاهی، دهد از کرَم گدا را