میسوزه خواهر تو مثه زخمای روی پیکر تو میسوزه خواهر تو شبیه خیمهی آبآور تو میسوزه خواهر تو میسوزه خواهر تو آتیشه رو دامن دختر تو میسوزه خواهر تو شبیه نالههای مادر تو میسوزه خواهر تو درد کمی نبود توی خیمهها یه مَحرمی نبود درد کمی نبود دیدم دستتو خاتمی نبود انگشترت رو برد خاطرههای خواهرت رو برد انگشترت رو برد هر کی سهمی از پیکرت رو برد زینبت غصّه میخورد یکی گهوارهی اصغرت رو برد زینبت غصّه میخورد زیر دست و پا چند تا بچه مُرد وای از دست شمر روی سینهات دیدم نشسته شمر وای از دست شمر خاطراتم افتاده دست شمر (امون از دل زینب، وای از دل زینب)۴ **** اگر کشتند چرا آبت ندادند؟ تو را زان درّ نایابت ندادند؟ اگر کشتند چرا خاکت نکردند؟ کفن بر جسم صد چاکت نکردند؟ (امون از دل زینب وای از دل زینب)۲ چرا عمامهای بر سَر نداری؟ چرا انگشت و انگشتر نداری؟ نگو عمامهای بر سَر نداری چرا زینب به سَر معجر نداری؟ یا حسین