ما کشتهی تو ایم به جز این گمان مکن پروانههای سوخته را امتحان مکن القصه ما برای تو باید که جان دهیم فکری برای آخر این داستان مکن اینجا کسی به غیر تو ما را محل نداد ما بندهی تو ایم، فراموشمان مکن میسوزم از حرارت عشقت مرا ببوس سر رشتهی محبتمان را نهان مکن شرمندهام که دل سبب رنجش تو شد صد بار گفته بودمش اینجا فغان مکن از گرد راه آمدهام، خوش نشستهام دیگر غبار روبی از این آستان مکن **** از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا **** ما پای روضهی عطشت آب میشویم ای تشنه، روی خود طرف آسمان مکن تنها پناه ماندهی در راه یا حسین من سوختم به پای لبت آه یا حسین **** رقیه نازش میکنه، بخواب گل بهارم داداش کوچولو آب میخوای، از چشام آب میارم حسین...