لالا لالا گل پونۀ من تب خونۀ من بذار باز سرت رو روی شونه من راضی بودم یه کم دیر بخوابی ولی سیر بخوابی نه اینکه عزیزم با این تیر بخوابی لالالالا بخواب ای امیدم بخواب ای عزیزم روی صورت تو چهجور خاک بریزم حالا که شد یه گهواره خالی یه قنداقه خونی دعام اینه زیر سُمِ اسب نمونی ***