عصمتالله رقیه نایاب رقیه دختِ عزیز ارباب، رقیه با گوشهی نگاهت قلب کویر میتونه خیلی ساده دریا بشه اینقد که تو عزیزی پیش حسین هرکی عبد تو باشه آقا میشه واسه حرم بده، برگِ حوالهای خانم سهسالهای رقیه قلب منو بیا امشب جلا بده یک کربلا بده رقیه یا رقیه یا رقیه یا رقیه... ذکر هر لب، رقیه، مذهب رقیه شاگردِ درسِ زینب، رقیه با خطبههای اشکت کاخ ستم لرزید و دامن ظلم شد شعلهور کل مقاتلینو میگن که بود شمشیر اشکت از تیغ بُرّندهتر باسن وسال کم کوه شجاعتی روی سلامتی رقیه زهرا خصالی و حیدرجَنَم تویی تیغِ دودَم تویی، رقیه یا رقیه، یا رقیه یا رقیه یا رقیه یا رقیه... جانماز تو باب حاجات، رقیه اسمت دلیلِ خیرات رقیه دست تو مثل دستای فاطمه پربرکته و خیلی مشگلگشاست من با یقین میگم که کار چشات تائید و ردّ ویزای کربلاست تا اربعین فقط این التماسه یا بنتِ فاطمه رقیه جونِ مدافعات میخوام بدم قسم من رو ببر حرم رقیه یا رقیه، یا رقیه یا رقیه یا رقیه یا رقیه...