
عاشقی اگه بلد باشی میدونی وقتشه همین الآن پاشی دستتو بذاری رو سینه مؤدب از همین فاصله با جون و دل امشب بری وایسی زیر نور ماه سلام بدی به ابی عبدالله بخت دره خونتو زد (حسین اومد)۳ بیار بالا دستاتو هلهله کن همهی مارو میبینه حوصله کن بگو صنم با من دل یک دله کن با من صنما دل یک دله کن گر سر ننهم وانگه گله کن ای جان من حسین ... بیخودی پریشون احوالی بیخیال وقتشه که آخره سالی دست خالی بیای و پر بشه دستات یه زیارت نامه هم داشته باش همرات شاید بری حرمش این ماه سلام بدی به ابی عبدالله بریز بپاشه وقت گدائیه نمیپرسه کی اومده کجائیه میگه هرکی بگه حسین کربلائیه حسین...