شیرین شود به بردن نام تو کام ما

شیرین شود به بردن نام تو کام ما

[ حاج حسین سازور ]
شیرین شود به بُردن نام تو کامِ ما
این یاحسین ماست شراب مدام ما

تنها دو قطره اشک برای تو ریختیم
زهرا به یاد خویش سپردست نام ما

اسلام ما سجده به سمت حریم توست
شش گوشه است قبله‌ی هر السلام ما

خرد و کلان برای تو مجلس گرفته‌اند
روضه است اجتماعِ خواص و عوام ما

از بین جمع چند شهید انتخاب کن
چشم تو را بگو که گرفته‌ست کدامِ ما؟

هنگام مرگ، همچو وهب بی سرِ توایم
جانم فدای لحظه‌ی حسن ختام ما

مثل حبیب عشق تو را جار می‌زنیم
نامت شنیده می‌شود از پُشت بام ما

باید جُناده‌وار پسر را فدات کرد
در پیش‌ِ پات سر بِبُرَند از تمام ما

با جبر خود به بند کشیدی زهیر را
با هرچه بند، فرق کند نوع دام ما

گفتی به جُونِ خویش که آزادی و برو
او گفت زندگیِ پس از تو حرام ما

باید شبیهِ عابس تو،خَلق بشنوند
حُبُّ الحُسَین أجَنَّنِی از هر کلام ما

این حرف نافِع‌ است به اصحاب کربلا
نفعی نبوده و نیست به‌ جز با امام ما

بر روی تیر نام خودش را نوشته‌‌ است
ثبت‌ است بر جریده‌ی عالم دوام ما

ما را عقیله دور و برت جمع کرده است
دُختِ علیست علت این انسجام ما

وقت غروب بود که زینب بلند گفت:
خولی قدم گذاشته بین خیام ما

چادر سیاه خواهرت افتاد دست شمر
در زیر پا لگد شده حدِّ مقام ما

نظرات