شبهِ نبی، اسمش علی، ذاتاً اصلاً زهرا نسبه باجَنَمو با عظمت، پورِ حسین شاهِ عربه از تمومِ پهلوونا یه سر و گردن سَری مست فاتح بارزت ، همینه که جنگآوری إبنِسَعدُ دار و دستهش کم آوردن پیش تو خُب تعجبی نداره علیاکبری شاگردِ عبّاسی، میدون تو دست تو گردن زدی از دَم، پس ناز شست تو (جانم علیاکبر، جانم علیاکبر ...) تو آسمون ملائکه آرزوشون دیدنته کلِ سپاه محو تو و نحوهی جنگیدنته چشم زیبای تو خُب سرمه کشیدن داره بانگ تکبیر تو اَلحق که شنیدن داره حق بده دشمنا اینجوری لتوپار شدن درس شمشیر تو والله که دیدن داره رزمندهای داریم، از تو مگه بهتر؟ میجنگی مردانه، مثل بابات حیدر (جانم علیاکبر، جانم علیاکبر ...)