(سلام اربابِ شهادت، سلام ای نور سعادت) ۲ (خدا داند نوکریَت، برایم بوده عبادت) ۲ (منم آن، غلامی، که دستش را تو بگیری) ۲ (تویی آن امیری، حسینٌ و نِعم الامیری) ۲ (تو حسینی که عالم چون تو نداره) ۲ تو حسینی که بودن با تو بهاره (ز غصه مرا دریابم، بگیر دستم ای اربابم) ۲ (به هم ریزم کربلا را، کنم دور از تو بلا را) ۲ (به خون دست و سر خود، کنم جسمت را گل آرا) ۲ (عمو جان عموجان، ز عشقت چنان مست مستم) ۲ (نه انگار نه انگار که از تن جدا گشته دستم) ۲ (من به جای پدر کردم بر تو یاری) ۲ تو خضابم نمودی از خون جاری عمو جان اباعبدالله... (شدم گل بر سینهی تو) ۲ شدم من آیینهی تو (شدم کشته غرق در خون از عشق دیرینهی تو) ۲ خوشم که، عمو جان سرم روی سینت جدا شد خوشم که عمو جان که بر جان من صد بلا شد در کنار تن تو افتادم اینجا تا عمو جان بمانم زیر لگدها عمو جان اباعبدالله...