گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی، و اِن یکاد خوندم (و اِن یکادُ الذین کفروا، نیزه فرو شد به تنت و اِن یکادُ الذین کفروا، خودت بگو از کفنت)۲ یکی دم مغرب، موتو پریشون کرد با تن صدپارت، یه ختم قرآن کرد اونی که از گودال، سر تو را آورد روی سر زینب، صداشو بالا برد جلوی نامحرما معذبم، من زینبم خواهر تو جلوی نامحرما معذبم، چی بگم از حنجر تو جلوی نامحرما معذبم، من چی بگم از دختر تو یکی داره پیرهنو میدزده پیروهن که نه کفن میدزده یکی داره با یه کهنه خنجر سر و از روی بدن، میدزده ای حسینم، ای حسینم، ای ضیاء هر دو عینم... داره نیزه به تنت میریزه خستگی از بدنت میریزه مگه چی گفتی عدو سنگت زد داره خون از دهنت میریزه یه سپاه داره سرت میریزه نیزه داره به تنت میریزه مگه گودال چقد جا داره یه سپاه داره سرت میریزه واجب الاحترام بودی تو اولین امام بودی مونده روی زمین، پیکر تو رها السلام علی دفن اهل قری خواهرت اگه نیس، رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا همه منتظرن، مادرش برسه کاش صدای برادر، به خواهرش برسه دست قاتل اگه، به سرش برسه آخ خدا به داد موی دخترش برسه سیدالشهدا یا مقطع الاعضا... غریب گیر اوردنت، کوتاه نیومد گفتم باهات راه بیاد، راه نیومد وقت نمازه، اسباشون و میزنن نعل تازه