دوتا کاسه اشک همراه دوتا چشم تر آوردم

دوتا کاسه اشک همراه دوتا چشم تر آوردم

[ امین قدیم ]
دو تا کاسه اشک همراه دو تا چشم تر آوردم 
آهی از دل خونم بجای یاور آوردم 

مبارک باد غم‌هایم غمی از پیش می‌آید
به تبریک غم قبلی، بلای دیگر آورده 

و من که باز هم زل می‌زنم سقف اتاقم را
و این چشمی که بیدار است شورش را درآورده 

اگر تنهایی آدم بود قطعاً شکل من می‌شد
چه بازی‌ها که این دنیا سر این مضطر آورده

من آن روز مبادایم، که اصلاً هم نمی‌آیم
منم آمال محضی که نگردیده برآورده 

*****

قرار گذاشتیم 
منو رباب برا تو آب کنار گذاشتیم
شلوغه گودال
رقیه ظرف آبشو می‌بره گودال

عالمو بی‌قرار کنم، خیمه‌هاتو چیکار کنم
خودم پناه عالمم، کدوم طرف فرار کنم

*****

در وسط کوچه تو را می‌زدند
کاش بجای تو مرا می‌زدند

نظرات