دل پُرِ آهه طفل سه سالهی تو نزدیک یه ماهه همدم درده روزای خوبمون دیگه برنمیگرده من دیگه اون رقیهای که واسه تو ناز بکنه نمیشم اونی که با نوازش تو چشماشو باز بکنه نمیشم من دیگه اون رقیه که بخوابه روی پَرِ قو نمیشم اون که بلند حرف نمیزد حتی یه بار باهاش عمو نمیشم بابا قدیم کجا، الآن کجا عمو کجا، سَنان کجا اشک چشامه خیلی دلم تنگه برا عروسکامه دلم گرفته روزای خوب بچگیمو غم گرفته من دیگه اون رقیه که مرگشو از خدا نخواد نمیشم اونی که توی این سه سال به عمه زحمت نمیداد نمیشم من دیگه اون رقیه که نرفته بود بازار شام نمیشم من دیگه اون دختری که ندیده بود بزم حرام نمیشم