در هیئت حسینم و در هیئت حسن در خدمت حسینم و در خدمت حسن هم صحبت حسینم و هم صحبت حسن هم رأیت حسینم و هم رأیت حسن دست کرم حسن شد و احسان حسین شد روح و روان حسن شد و جانان حسین شد قبله حسن به ساعت ایمان حسین از ملت حسینم و از ملت حسن در مجلس حسین و حسن، روضهخوان خداست آقا حسین امام حسن، ما سوا گداست اصل بهشت. سینهزنی پای این دو تاست در جنت حسینم و در جنت حسن روح اذان حسین شد و هم ربنا حسن کشتی حسین فاطمه شد، ناخدا حسن شیرینی حسین حسین است یا حسن در یا حسین ریخته شد، لذت حسن پیر نجف، حسینیه را تا درست کرد زینب گریست، فاطمه عُظمی درست کرد زهرا غذای هیئتشان را درست کرد نان حسین، خوردهام از برکت حسن ظرف حسن فرات به سوی حسین برد لب تشنه را به سمت سبوی حسین برد ما را حسن پیاده به سوی حسین برد دور حسین، پر شده با زحمت حسن حسن حسین...