نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

خونهای که بهشت دنیاست آتیش گرفته آتیش گرفته بمیرم این خونهی مولا آتیش گرفته آتیش گرفته خزون به گلزار پیمبر افتاده غنچهی نشکفته رو خاکا پر پر افتاده زندگی حیدر تو خطر افتاده دری که داره میسوزه رو مادر افتاده (یا اماه یا اماه) پشت در از فضه کمک خواست قبلهی حاجات قبلهی حاجات به پیش بچههاش زمین خورد مادر سادات مادر سادات اینهمه آزار و لشگر کفار و با تازیانه کشتن همسر مولا رو چهل نفر با هم زدند زهرا رو کاشکی میبستند چشمای حیدر کرارو (وا اماه وا اماه)
هنوز نظری ثبت نشده