
خونهای که بهشت دنیاست آتیش گرفته آتیش گرفته بمیرم این خونهی مولا آتیش گرفته آتیش گرفته خزون به گلزار پیمبر افتاده غنچهی نشکفته رو خاکا پر پر افتاده زندگی حیدر تو خطر افتاده دری که داره میسوزه رو مادر افتاده (یا اماه یا اماه) پشت در از فضه کمک خواست قبلهی حاجات قبلهی حاجات به پیش بچههاش زمین خورد مادر سادات مادر سادات اینهمه آزار و لشگر کفار و با تازیانه کشتن همسر مولا رو چهل نفر با هم زدند زهرا رو کاشکی میبستند چشمای حیدر کرارو (وا اماه وا اماه)