خبر دادن که نمیاد خیمه علمدار حرم سید و سالار حرم خبر اومد به روی خاک افتاده سردار حرم سید و سالار حرم برنمیگرده کسی که همیشه بود یار حرم سید و سالار حرم میگن دم آخر به مشکش نگاه کرد حسین و صدا کرد نخورد آب وفا کرد میگفت که شرمندم به دل های بی تاب نیاورد آخه آب علمدار ارباب آه ابوفاضل ابوالفضل آه علمدارم علمدار **** بردن این پیکر صد پاره نداره اثری منو به خیمه نبری نه آبرویی واسه من مونده نه بال و نه پری منو به خیمه نبری بزار بمونم رو زمین از غم من باخبری منو به خیمه نبری داداش دلم میخواد از این غم بمیرم ببین سر به زیرم حلال کن امیرم داداش تو میدونی که خدمت گذارم نشد آب بیارم ببین دست ندارم آه علمدارم علمدار 4 **** از تو فقط مردونگی مهر و وفا مونده بیاد بهت خجالت نمیاد حرم دیگه آب نمیخواد فقط حضورت رو میخواد بهت خجالت نمیاد پاشو بریم حرم نره اسیری ابن زیاد بهت خجالت نمیاد خیلی نگرانم شده حرف غارت امون از اسارت امون از اسارت خیلی نگرانم علمدار لشکر میترسم برادر که غارت شه معجر آه علمدارم علمدار 4 **** تا که دیدن بی علمداریم سر یک گوشواره دعوا شد **********