جدایی از یارم پایان تقدیر من است در این شب آخر هجران دامنگیر من است با این دختر ها چه کنم با خیل زن ها چه کنم با خیره سر ها چه کنم وای از غریبی یاحسین ... دعا نما تا امشب عمر زینب سر برسد که من نبینم فردا نیزه به حنجر برسد تو میروی من چه کنم با صد پاره تن چه کنم با کهنه پیرهن چه کنم وای از غریبی یاحسین ... چگونه طاقت آرم جسم بیسر تو را که زیر و رو گرداند با پا پیکر تو را وای من و غارت تنت وای از دست دشمنت وای نیزه و دهنت وای از غریبی یاحسین ...