تو دل بارون

تو دل بارون

[ سجاد محمدی ]
تو دل بارون زیارت‌نامه می‌خونه دل مجنون
به لب اذن دخوله تا توی ایوونِ طلای تو

از دلم یه پل تا دیار تو می‌زنم همیشه
جان مادرت هیچ‌کجا برام کربلا نمی‌شه

فصلِ بارونه دوباره سینه‌ها می‌شه عزاخونه
دوباره لحظه‌های گریه‌هامونه عزامونه

دل پریشونه به غیر کربلا جایی نمی‌مونه
کفن‌هامون لباسای سیاهمونه دلا خونه

آرزومونه روضه‌مون تو صحن تو پا بگیره
خوش به حال اون که محرمی کربلا بمیره

تو دل بارون زیارت‌نامه می‌خونه دل مجنون

نظرات

محمدمحمد

درجه یک

سیدسید

عالی بود