دلم براش خیلی دیگه تنگه

دلم براش خیلی دیگه تنگه

[ سیدرضا نریمانی ]
دلم براش خیلی دیگه تنگه
دنیای من با بابام قشنگه

آی درودیوار خرابه‌ی شام، خیلی بابام غریبه
آی تاولای روی دست و پاهام، خیلی بابام غریبه

معجرم الان کنار پیراهنشه
گوشواره‌هامم کنار انگشترشه

موقع خوابه ولی بمیرم که الآن
به جای پاهام یه نیزه زیر سرشه

(بابای خوبم بابای خوبم بابای خوبم بابای خوبم)۲

بابام میاد هی دل پریشون
میریم سر خونه زندگیمون

ولی ببینه سوخته چادر من خیلی به هم میریزه
خدا میدونه که چقد حجابم برا بابام عزیزه

دلم نمیخواد منو تو این حال ببینه
آخه بعیده موهای سوخته بم بیاد

اگه میاد کاش دستاشو هم بیاره چون
دل شکستم یه عالمه بغل میخواد

(بابای خوبم بابای خوبم بابای خوبم بابای خوبم)۲

داره میاد بوی عطر بابا
عمه طبق رو بذار رو پاهات

الهی دخترت بمیره بابا، همه موهات سفیده
خدا ازش نگذره آخه خیلی، رگاتو بد بریده

لبای خونیت داغ دلم رو تازه کرد
مث رقیه شکسته دندونات بابا

اون شب اول خولی کجا برده تو رو؟
سوخته تموم محاسن و موهات بابا

نظرات