اباالفضلی بودن یعنی اوّل ادب و صلّی الله علیکَ یا ابا الادب اباالفضلی بودن یعنی راه امام حسین ادب داشتن تو دستگاه امام حسین احترام به بزرگتر به یه پیرغلام و و نوکر آره قاموسِ اباالفضله بین واژهها بگردی واژه ادب همیشه دست و پابوسه اباالفضله عمو اباالفضل داره پیش خدا آبرو اباالفضل توی دفترت صد و سی و سه دفعه بنویس ادب ولی بخون اباالفضل زنده شود جان به نام حضرت عباس توسن چرخ است رام حضرت عباس روز ازل چون زدند قرعهی مردی قرعه درآمد به نام حضرت عباس یا اباالفضل یا اباالفضل..... سیّد الشباب بعد از حسنین و صلی الله علی علی بن الحسین علیاکبر یعنی شور و شوق و شعف علیاکبر یعنی تکرار شاه نجف این روایته که کلا منطقاً خَلقاً و خُلقاً به پیمبر اشبه الناسه این یه سرّ نانوشته است واژه علیاکبر مترادف با عباسه نبود مثالت فتبارک به وقار و به جلالت موقع جنگیدنت میگفت اباالفضل علیاکبر شیر مادرت حلالت یلِ فاطمی، دُر سرمدی، گل احمدی، مَه هاشمی ز سُرادقات محمدی طلعَت الظهور و جلالتی علیاکبر علیاکبر.....
عالی