دارن میان از چپ و از راست با تمام احساس، خاصّ و عَوامُ النّاس سمت اونی که بازم پرچمش خیلی بالاس دارن میان، عاشقای صادق پا به پای جاده، با پای پیاده تو مسیری که همه با همن خانواده یه سالی بگذره یه اربعینی از راه بیاد بین جادهها بحث تاول پا بیاد حال ما با چایی عراقی خادما توی موکبا جا بیاد یه سالی بگذره کولههای خالی زائرا پُر بشه هر کسی رو میبینی اینجوری صاحب تفکر بشه کفشهاشو در بیاره تو طریق و جادهها پُر از حُر بشه یه سالی بگذره از سَرا فکر اومدن سَر بِره اونکه قسمتش نمیشده دست آخر بِره حتی با زن و بچه و پدر مادر بِره تا بشر به سمت کربلا به سمت نسخهی حقوق بشر بِره آقام حسین... یه اربعین خاک کربلا پیرهن سیاهش رو میپوشه دو دوتای پا برهنهها روز اربعین میشه شیش گوشه چه ارتشی داره از راه میاد ملائک و جن و آدم و آب و آتش و باد و خاک عجب شکوهی داره این اعتقاد حالا دیگه اِبنِ کَمه اِبنِ زیاد شکوه زینب و جهان داره میبینه تو این امتداد جهان کم آورده با این ازدیاد آقام حسین...