بصیرت در جنگ نهروان

بصیرت در جنگ نهروان

[ مقام معظم رهبری(حفظه الله) ]
بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله‌ی امیرالمؤمنین}را به نظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان کردم که فرمود: «الا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر». میدانید، سختی پرچم امیرالمؤمنین}از پرچم پیغمبر، از جهاتی بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر, دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین}دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند.

دشمن همان حرف‌هایی را می‌زد که دوست میزند؛ همان نماز جماعت را که تو اردوگاه امیرالمؤمنین} می‌خواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفین و نهروان - می‌خواندند. حالا شما باشید، چه کار می‌کنید؟ به شما میگویند: آقا! این طرفِ مقابل، باطل است. شما می‌گویید: اِ، با این نماز، با این عبادت! بعضی‌شان مثل خوارج که خیلی هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خیلی. امیرالمؤمنین}از تاریکی شب استفاده کرد و از اردوگاه خوارج عبور کرد، دید یکی دارد با صدای خوشی می‌خواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّیل» - آیه‌ی قرآن را نصفه شب دارد می‌خواند؛ با صدای خیلی گرم و تکان دهنده‌ای- یک نفر کنار حضرت بود، گفت: یا امیرالمؤمنین}! به به! خوش به حال این کسی که دارد این آیه را به این قشنگی می‌خواند.

 ای کاش من یک مویی در بدن او بودم؛ چون او به بهشت می‌رود؛ حتماً، یقیناً؛ من هم با برکت او به بهشت می‌روم. این گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد که دشمنان کشته شدند و مغلوب شدند، امیرالمؤمنین}آمد بالا سر کشته‌های دشمن، همین طور عبور می‌کرد و می‌گفت بعضی‌ها را که به رو افتاده بودند، بلندشان کنید؛ بلند می‌کردند، حضرت با این‌ها حرف می‌زد.

آن‌ها مرده بودند، اما می‌خواست اصحاب بشنوند. یکی را گفت بلند کنید، بلند کردند. به همان کسی که آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: این شخص را می‌شناسی؟ گفت: نه. گفت: این همان کسی است که تو آرزو کردی یک مو از بدن او باشی، که آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناک می‌خواند! اینجا در مقابل قرآن ناطق، امیرالمؤمنین}(علیه افضل صلوات المصلّین) می‌ایستد، شمشیر می‌کشد! چون بصیرت نیست؛ بصیرت نیست.

پربازدید‌ترین‌های تک جلسه مقام معظم رهبری(حفظه الله) بصیرت(سیاسی اجتماعی)

پربازدید‌ترین‌های تک جلسه بصیرت(سیاسی اجتماعی)

محبوب‌ترین‌های بصیرت(سیاسی اجتماعی)

محبوب ترین‌های مقام معظم رهبری(حفظه الله)

نظرات