نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محسن میرزایی - از عطش کم کم آب شدی بابا

از عطش کم کم آب شدی بابا

[ محسن میرزایی ]
از عطش کم کم آب شدی بابا
مثل ماهی بی تاب شدی بابا
با سه شعبه سیرآب شدی بابا
ای بابا
روی دستم آروم بخواب حالا
دم میگیرم واست علی لالا 
روضه خون تو مادرم زهرا
ای بابا

عطش رنگ از روی تو برده
اشکمو لبخندت در آورده،ای بابا
تو رو کشتن با همون تیری
که عموتو از پا در آورده،ای بابا

نشسته با هزار امید
جلوی خیمه مادرت
چطور جوابشو بدم؟
بگم چی اومده سرت؟

لالا علی

غنچه‌ی یاس غرق خون من
رفتنت شد فصل خزون من
حرمله آتیش زد به جون من
ای بابا
خشکیه لبهات کشته باباتو
فتنه ی دشمن بسته چشماتو
کاش میشد میمردم منم با تو
ای بابا

باید با چشمای دریایی 
خاک کنم جسمت رو به تنهایی،ای بابا
دارم میخونم برات حالا
اسمع افهم رو جای لالایی،ای بابا

برو عزیز دل من
می‌سپارمت دست خدا
کاشکی ندزده خوابتو
سرو صدای مرکبا

لالا علی

شعر و ملودی:
محسن میرزایی 


ایتا:
https://eitaa.com/tekyenokari
انجمن ادبی تکیه نوکری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل