نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

از عطش کم کم آب شدی بابا مثل ماهی بی تاب شدی بابا با سه شعبه سیرآب شدی بابا ای بابا روی دستم آروم بخواب حالا دم میگیرم واست علی لالا روضه خون تو مادرم زهرا ای بابا عطش رنگ از روی تو برده اشکمو لبخندت در آورده،ای بابا تو رو کشتن با همون تیری که عموتو از پا در آورده،ای بابا نشسته با هزار امید جلوی خیمه مادرت چطور جوابشو بدم؟ بگم چی اومده سرت؟ لالا علی غنچهی یاس غرق خون من رفتنت شد فصل خزون من حرمله آتیش زد به جون من ای بابا خشکیه لبهات کشته باباتو فتنه ی دشمن بسته چشماتو کاش میشد میمردم منم با تو ای بابا باید با چشمای دریایی خاک کنم جسمت رو به تنهایی،ای بابا دارم میخونم برات حالا اسمع افهم رو جای لالایی،ای بابا برو عزیز دل من میسپارمت دست خدا کاشکی ندزده خوابتو سرو صدای مرکبا لالا علی شعر و ملودی: محسن میرزایی ایتا: https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
هنوز نظری ثبت نشده