نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم رو از ریشه نکن - حسین من تو رو خدا حرفی بزن - حسین من این سرزمین محزون / چرا پر از غباره بگو چرا برادر / اینجا نیزه زاره بیا بریم ما از این بیابون هستم غریب و حیرون * قلب منو نسوزون توو چشمای من می باره بارون میبینمت پریشون * توو مقتلی پر از خون برای قتل و غارت - صف کشیده یه لشگر یکی برای معجر - یکی برای حنجر جانم حسین حسین جان صفک دمائنا چرا؟ - واویلتا هتک حریمنا چرا؟ - واویلتا میترسم ای حسین جان / از کینههای دشمن به پیش چشم زهرا / خاکی ببینمت من ببین حسین جان حالم خرابه اینجا همه اش سرابه * دلم پر التهابه دل رقیه توو اضطرابه اونکه برام عذابه * نالههای ربابه من شنیده که یارات - یکی یکی می میرن می دونم آخر اینجا - تو رو ازم می گیرن جانم حسین حسین جان منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد