یه نفر گفت که این فتوای شریح قاضیه

یه نفر گفت که این فتوای شریح قاضیه

[ محمد امینی ]
یه نفر گفت که این فتوای شُرَیحِ قاضیه
یه نفر گفت بزن با نیزه خدام راضیه

به نیزه راضی نشدن سنگ زدن
به سنگ راضی نشدن چنگ زدن
تو رو با نیزه وسط جنگ زدن

ناله می‌زدن ملائکِ حزین
قتلَ الحسین و کَالمجرمین...

****

می‌زدی با لبِ تشنه مادرو صدا واسه چی
اومدن تو قتلگاه یه عده با عصا واسه چی

تو اومدی عالمو مضطر کنی
خاک بیابونو مطهر کنی
تن مبارکت رو بی‌سر کنی

بسه واسه روضه خوندن همین
قتلَ الحسین و کَالمجرمین...

*****

زخم جگرت می‌سوخت
چشمای تَرِت می‌سوخت
من سوختم ای مادر
تو بال و پرت می‌سوخت

گیرم که زن خولی
تا صبح نمی‌فهمید
تا صبح سرت می‌سوخت
تا صبح سرت می‌سوخت

آه ثُمَّ آه
روی خنجرش دیدم موی تو رو ابی عبدالله

آه ثُمَّ آه
نعل مرکبا میدن بوی تو رو ابی عبدالله

نظرات

لطفا نماهنگ مرهم رو هم بذارید