تا چهل نامرد رد شد از روی دَر فضّه گفت

تا چهل نامرد رد شد از روی دَر فضّه گفت

[ سیدرضا نریمانی ]
تا چهل نامرد رد شد از روی دَر فضّه گفت:
محسنش لِه شد به زیر دَر، نیایید اینقدر

وقت برگشت آن چهل نامرد رفتند از کجا؟
از روی اعضای مادر یا روی نعش پسر؟

غیرت‌الله دست بسته، عصمت‌الله بر زمین
باز هم می‌خوانْد زهرا مرتضی را زیر دَر

تیزیِ مسمار هر چه بیشتر میشد فرو
منتقم را زیر در می‌خوانْد زهرا بیشتر
****
شش ماه من همراه تو بودم
من بچه‌ی تو راهِ تو بودم

از وقتی که صداتو حس کردم
مشتاق روی ماه تو بودم

تو اولین پناه من بودی
مادر بی‌گناه من بودی

چی شد که دستامو رها کردی؟
تویی که چشم به راه من بودی

از این پهلو به اون پهلو
پُر از دردی پُر از خونی

تو بعد از من دیگه خیلی
تو این دنیا نمی‌مونی

منی که زخمیِ این شعله‌ها شدم
همین که در شکست ازت جدا شدم

آتیش گرفت همه بود و نبود تو
من دست و پا زدم توی وجود تو

من پشت دَر گرما رو حس کردم
من غربت بابا رو حس کردم

اون لحظه‌ای که تو زمین خوردی
من ضربه‌های پا رو حس کردم

من بودم و زخم لب مسمار
زخمی شدم بین در و دیوار

یادم نمی‌ره نیمه‌های شب
از درد پهلو می‌شدی بیدار

چهل تا مرد که نه نامرد
گذشتند از درِ خونه

کسی درد تو رو جوری
که می‌دونم نمی‌دونه

خون من و تو ریخت رو چوبه‌های در
چقدر تو رو زدن تو کوچه بی‌خبر

قربون تو برم همینه سرنوشت
من رفتنی شدم قرارمون بهشت
****
صدای در، دری که تو شعله سوخت
دری که یه میخو توی سینه دوخت

صدای جیغ، توی خاکستر و دود
کی می‌دونه چی تو دست فضّه بود؟

بابام با اشک داره فریاد می‌زنه
این زنی که می‌زنید زن منه
****
روزگار علی رو سیاه نکن
بچه‌هاتو دیگه بی‌پناه نکن
فاطمه خدا نخواست مادر بشی
این‌جوری میخ درو نگاه نکن
****
ساحل خونه رو جزر و مد زده
تو رو انگاری یه نابلد زده
تو تمام بخت و اقبال منی
بگو کی بخت منو لگد زده؟

کسی مثل علی مظلوم نمی‌شه
دل شوهر تو آروم نمی‌شه
تو نگیر نگاتو از من لااقل
من می‌خوام نگات کنم روم نمی‌شه

به‌خدا بَده برا یه پهلوون
حرف خونه‌ش افتاده سر زبون
این علی، علیِ سابق نمی‌شه
داره می‌میره زنش جوون جوون

حالا حوصله نداره پا بشه
بره انگشت‌نمای کیا بشه؟
جوری چشممون زدن فکر نکنم
دیگه این زندگی رو‌به‌راه بشه

بمونه خونه خدا خدا کنه
بره مسجد قُنفذ رو نگاه کنه
مَردی که زنش تو کوچه خورد زمین
کجا سفره‌ی دلش رو وا کنه؟

آره مَردی که زنش جواب میشه
سقف خونه‌ش رو سرش خراب میشه
یه لباس نمونده اندازه‌ش باشه
داره زهرا ذرّه ذرّه آب میشه

گریه نه، دلش بگیره راه میره
توی کوچه بی‌سر و صدا میره
راه خونه‌رم دیگه گم می‌کنه
خودشم نمی‌دونه کجا میره
****
نکنه روبه‌رومی خودتی یا عمومی؟
نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی

صورت نصفه نیمه حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر تموم زندگیمه

منو زدن دشمنت سرم ریخت
منو زدن صورتم به‌هم ریخت

نظرات