(گرگای بیابون ریختند رو سر تو)۲ بدجوری به هم ریخت وضع پیکر تو نشنیدند صدام و ضجه میزدم هی میزد روی رگهات، با خَنجر پیاپی اومدم تو قتلهگاهت امّا، تو را میزدند یه مشت نامردا به زمین خوردن من خندیدند، هیچ حیا نکردند این بی رحما