گرگای بیابون ریختن رو سر تو

گرگای بیابون ریختن رو سر تو

[ کربلایی نریمان پناهی ]
(گرگای بیابون ریختند رو سر تو)۲
بدجوری به هم ریخت وضع پیکر تو

نشنیدند صدام و ضجه می‌زدم هی
می‌زد روی رگ‌هات، با خَنجر پیاپی

اومدم تو قتله‌گاهت امّا، تو را می‌زدند یه مشت نامردا
به زمین خوردن من خندیدند، هیچ حیا نکردند این بی رحما

نظرات