کوری چشم حسودان تو حتی آقا کفشداری تو را نیز طلا میسازیم **** به نام خدا و به نام حسن بهشت گوشهای زِ سهام حسن مسلمان شدم زِ کلام حسن حسن امام من و منم غلام حسن جانانِ من حسن جانه قرآن من حسن جانه من رعیت بَنِ الزّهرام سلطان من حسن جانه غلامش تو قیامت دور از عذابه با دَمش ختم قرآن واسم حسابه پدرش وقتی باشه شاه دو دنیا پسرم مثل پدر عالیجنابه حسن مولا، حسن مولا... به نام خدا و به نام حسن بیا سجده کن به مقام حسن بخوان با توان زِ قیام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن تا گفتن از اَجل اومد سردارِ بیبدل اومد خشم خدا نمایان شد وقتی یَلِ جمل اومد به نگاه حسن شد میدانو تسخیر بنازم به وزیرِ دربارِ حیدر تا که دیده جمل رو آقا زمین زد امیرالمؤمنین گفت: اللهُاکبر