نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کنار علقمه تماشاییام خجل از این منسب سقاییام که آبی ندارم، جوابی ندارم دیگر مرا سقا نخوانید چشم انتظار من نمانید واویلتا آه و واویلا... سیلاب اشکم راه صحرا گرفت علقمه بوی عطر زهرا گرفت نشسته کنارم، دگر غم ندارم کمک کن ای درمان دردم برخیزم و دورش بگردم واویلتا آه و واویلا... علی العباس واویلا، حسین تنهاست واویلا... کنار علقمه غوغاست مادر سرم بر دامن زهراست مادر ز پشت پردهی خونین چشمم کبودی رخش پیداست مادر
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد