چیکار کنم به چشم توبیام

چیکار کنم به چشم توبیام

[ محسن عرب‌ خالقی ]
چیکار کنم به چشمِ تو بیام 
چیکار کنم نگاهتو می‌خوام 
کارم گیره، یه کاری کن برام 

مگه بی‌‌دست‌وپا تر از منِ بی‌دست‌و‌پا داری؟!
خداییش چندتا مثلِ من، گدایِ روسیاه داری؟!

مگه من چندتا امام حسین دارم
که می‌تونم دردِ دل براش کنم؟!
مگه من چندتا امام حسین دارم
که می‌تونم اینجوری صداش کنم؟!

زندگیم امام حسین
ای سندِ بندگیم امام حسین 
خدا می‌دونه دوسِت دارم
از اولِ بچگیم امام حسین 

دنیا رو آب ببره، چشما رو خواب ببره 
ما رو تنها می‌تونه کشتیِ ارباب ببره 

کشتیِ نجات می‌بینی که دست تکون میدم برات
میدونم که ما رو جا نمی‌ذاری تو دریایِ مشکلات

هرجا که میری سفر، همراهت ما رو ببر 
از تو دنیا نداره هیچکیو دوست‌داشتنی‌تر 

جانِ کربلا، بسپار ما رو به امانِ کربلا 
دستِ رد به سینه‌یِ گدا نزن، ای سلطانِ کربلا 

شب‌هایِ جمعه حرم، غم می‌ریزه رو سرم 
پیشِ زهرا نمیشه اسمِ حسینو ببرم

تشنه‌لب حسین
می‌گریم برا تو، روز و شب حسین
 کشتنت جلویِ چشمِ مادرت مُشتی بی‌ادب، حسین 

پدرم گفت به من، غیرِ حسین ابن علی 
هیچ شاهِ دگری غصه‌یِ نوکر نخورد 

چوب هم باشی و وقفش نشوی باخته‌ای 
هیزم است آنچه به دردِ تَنِ منبر نخورد 

گریه کردم که فقط زخمِ تنت خوب شود 
گیرم این اشک به دردِ صفِ محشر نخورد 

روسیاهی زیاد هم بد نیست 
در زمستان به کار می‌آید 

بدم اما همیشه اربابم 
با غلامش کنار می‌آید 

غیرِ لیلی دم از کسی نزدم 
عاشق اینگونه بار می‌آید

هزار و نهصد و پنجاه گرگ و یک یوسف
هزار و نهصد و پنجاه زخم و یک آدم 

گر به زهرا برسد نامه‌یِ ما، نیست غمی 
هرکسی بچه‌یِ بد را زده، مادر نزده

نظرات