چه کرده با پر و بالش غلاف بعد سه ماه

چه کرده با پر و بالش غلاف بعد سه ماه

[ سیدرضا نریمانی ]
چه کرده با پَر و بالش غلاف، بعد سه ماه
هنوز حالش از آن ضربه جا نیامده است 

چنان زدند که هر روز و شب صدایی جز
صدای گریه‌ی خَیرالنساء نیامده است

***

بعد تو، بستر تو ارث به حیدر برسد
منتظر مانده علی تا اجلش سر برسد 

***

ای خوش آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم 
دیده از دیدارِ رخسارش منور داشتیم 

هر کسی جسم عزیزش روز بردارد ولی 
ما که جسم مادر خود را به شب برداشتیم 

***

جمع ما جمع نشد چون که تو را کم دارد 
بیشتر از همه‌ی ما حسنت غم دارد 

حرف کم می‌زند و خیره به در می‌ماند
بیشتر دست به زانو و کمر می‌ماند

***

مانده در خانه هنوز عطر تو زهرا چه کنم؟
تک و تنها تو بگو با غمِ دنیا چه کنم؟

نظرات