نصب اپلیکیشن نوا
تصویر سیدرضا نریمانی - وقتی که در سوخت

وقتی که در سوخت

[ سیدرضا نریمانی ]
وقتی که در سوخت
تو تو آتیش بودی حیدر سوخت
وقتی قرآن زیر پا افتاد
آیه آیه آیه کوثر سوخت

یه نفر نیومد
از دیوار صدا در اومد از مردم در نیومد
یه نفر نیومد
تو رو می‌زدند از این دستای بسته کاری بر نیومد

تکیه‌گاه بودی بی گناه بودی
قبلِ اون روز دوشنبه رو‌به‌راه بودی
در به پهلوت خورد آرزوهات مُرد
از اینا گذشته زهرا پا به ماه بودی

ای وایِ من ای وایِ من
زهرای من زهرای من
می‌لرزه دست و پای من
زهرای من زهرای من


روضه مشهوده
همه با خیال آسوده
اینقدر هیزم آوردن که
خونه زندگیم پر از دوده

چشم و رو ندارن
دست من بسته اینا دست روی دست می‌ذارن
چشم و رو ندارن
تو رو می‌زنن تا از پا منو در بیارن

مرتضی بودم مقتدا بودم
تو زمین نخورده بودی سرِ پا بودم
وسط آتیش زیر پا بودی
من تو اون معرکه دنبال عبا بودم

شب تار اومد
چی به روزِ روزگار اومد
مثل پشتِ در نیم سوخته
کربلام عبا به کار اومد

با قد خمیده
یه جوون‌مرده که از زندگی دست کشیده
با قد خمیده
رو عبا تنِ جوونش رو با گریه چیده

بی عصا مونده این بابا مونده
سرِ پیری روی دستش یه عبا مونده
ارباً ارباً یعنی که آخر سر
چند تا عضو پیکرش رو خاکا جا مونده

ای وای من ای وای من، آقای من آقای من

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل