نذر کنم خودمو کنارتو فرض کنم

نذر کنم خودمو کنارتو فرض کنم

[ محسن عراقی ]
نذر کنم
خودمو کنار تو فرض کنم
یه تنه دل به فراتت بزنم
سینه پهلو کنم و لرز کنم

حاضرم حتّی گدایی کنم و قرض کنم
تا بیام کرب‌وبلا و اون‌جا رو مرز کنم

گذرنامه
دیگه از من بگذر ای گذرنامه
دل من الانم پیش آقامه 
من نباید این‌جا باشم، تو حرم جامه

حرم ببرم، بخرم، به نگاه پیر پدرم
در اومد پدرم، هنوز پشت درم
می‌دونم که واسه‌ی تو دردسرم

به تو رو می‌زنم ارباب 
خیالاتی شدم انگار

به خیالم اومدم پیشت
شدم همسایه و نزدیکت

امّا انگار خیالی خوش بود 
همیشه دیر می‌شه خیلی زود

خیال کربلا خواب و خیاله 
عشق تو کاری نداره، حرم رو این‌جا بیاره

نظرات