مُحرّم شد مُحرّم تا ابد مادام با زینب

مُحرّم شد مُحرّم تا ابد مادام با زینب

[ حاج عبدالله باقری ]
مُحرّم شد مُحرّم تا ابد مادام با زینب 
پس از کرب‌و‌بلا اسلام شد اسلام با زینب 

حسین است او که خواب دشمنان را می‌کند کابوس 
علی آمد میان کاخ‌های شام با زینب 

برای دینِ حق، بوزینه‌بازی را زمین انداخت 
که دین شد دینِ مولا پاک از اوهام با زینب 

که شد تفسیرِ آیاتِ جهاد و همّت و عفّت 
به فتح و آل عمران، توبه و انعام با زینب 

همین که اُسْكُتُوا فرمود دنیا از تپش افتاد
جهان سر تا به پا شد گوش، آن هنگام با زینب 

همین که اُسْكُتُوا فرمود فهمیدند هیبت را 
سپاه کفر خشکش زد، زمین شد رام با زینب 

از عالم امر خود برداشت ورنه تا قیامت هم 
خلایق لال می‌ماندند در هر گام با زینب 

چه کرده در میان مجلسِ منحوسِ شامی‌ها
که می‌دادند هر لحظه به خود دشنام با زینب 

فقط او جامع‌ُالاَضداد مانند علی باشد 
زنی دیگر نیامد تا شود هم‌نام با زینب 

مقام چادرش از پرده‌های کعبه بالاتر 
که دارد زائرش اِحرام در اِحرام با زینب 

عظیم و سهمگین، پُرجذبه، اقیانوسِ آرام است 
که در طوفانِ غم‌ها شد حرم، آرام با زینب 

شده کرب‌و‌بلا کربُ‌البُکاء وقتی حسین افتاد 
شده دار‌ُالبُکاء هم کوفه و هم شام با زینب
****
داداش داداش، داغت الهی رو دلِ خواهر نشینه
داداش داداش، خواهر فدات بشه غریبیتو نبینه

بعدِ اکبر تو شکستی، حق بِده غصّه‌دارِ تو باشم 
هدیه‌هامو، بچه‌هامو، من آوردم که یارِ تو باشم

سپر داره، سپر داره، هنوزم آسمونِ تو قمر داره
نگو تنها شدی، زینب پسر داره، پسر داره
پسر داره

نذار داداش، قسم بِدم به مادرِ پهلو شکسته 
نذار داداش، ببینَنَم رو ناقه با دستای بسته

از تو می‌خوام پَر بگیرن
سمت تو اومدم با صد امید 

دوست ندارم که ببینن
صحنه‌ای که تو کوچه حسن دید

چقدر سخته، چقدر سخته 
جلو مادر، شنیدن حرفِ بد، سخته 
رو چادر دیدنِ ردِ لگد سخته 
****
یادم نمی‌رود که همه داد می‌زدند
طوری لگد بزن که علی بی‌پسر شود 

زهرای من نبود آن که بیفتد به پشت در
سیلی به روی زنِ من بی‌هوا زدند 

بریز آبِ روان اسماء، به روی پیکرِ زهرا
ولی آهسته آهسته 

یک مردِ تنها
هِی آبِ غسل و هِی خون تازه

پَرش شکسته، سرش شکسته، بازوش شکسته
قلبش شکسته، پَرش شکسته، پهلوش شکسته

نظرات