عمه‌ی صاحب الزمان

عمه‌ی صاحب الزمان

[ محسن عراقی ]
عمّه‌ی صاحبَ‌الزَّمان
جانِ جانِ جانِ هر جهان
توی هر زمان و هر مکان
اسم تو می‌شه جاودان

چون تیر حسین باشد و زینب چو کَمانش
مقصود تویی، کعبه و بُت‌خانه بهانه‌ست 
ای بقیّةَالله، شیر اسدالله
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

آزادی یعنی تو، آزادگی یعنی تو 
معنیِ اصلی دلدادگی یعنی تو
زینت بابا، یعنی زینتِ اللّهی 
اوج عزّت در اوج سادگی یعنی تو

*****

((جون من فدات که اسم تو رو) ۲
زینت خودش می‌ذاره علی) ۳
خطبه‌هات تُو کوفه ثابت کرد
(که هنوز ادامه داره علی) ۲

(تو رفته‌ای و پشتِ سرت سرو دویده) ۲
هر چند به گَرد قدَمِت نرسیده
شیرینیِ دنیا، از شوریِ اشکه
حلوا به کسی دِه که محبّت نچِشیده

پیش ابن کم‌ها همین‌که بَرمی‌خیزد
خطبه‌ای خوانده و کاخو به هم می‌ریزد
می‌نویسد تاریخ، با دو دستِ بسته  
ریشه‌ی ظلم یزیدو به تنهایی زد

ای یزید، ای پسر هرزه و مجهول‌نسَب
خیره‌سر دید سیَه، فاقد ایمان و غضب
این منم شیرزن صحنه‌ی نهضت، زینب

الله الله الله، به این جلال و هیبت
الله الله الله، به این طنین و آوا
مُنقلِب شد مجلس، تحیّرانگیز است این
الله الله الله، علی بُوَد یا زهرا؟

نظرات