(عرصه رو تنگ میکنی مِیدونِ جنگ میکنی) ۲ وقتی آتیش خطبههات شروع میشه شام زیر و رو میشه با تو که روبهرو میشه کاخو میریزی به هم با کلام بُرَّندهت زینب اینکه تو خدای صبری داره صحت مرده زندههای من، فدا کلام زندهت دنیا میشه بَندهت تو آسمون باشی، همیشه سربههوام تو آسمون منی، یه راه بذار جلو پام انقَده داد میزنم، میخوام بگیره صِدام مرید و عبد توام، زینب عَلَیها سلام یا زینب... ***** (یا ولیُّ الله یا علی) ۲ زینبی آخه یا علی فاطمه میگه یا علی تُو خطبههاش فاطمه میمیره برات منبرم افتاده به پات ثانیه میدُوه پشت ثانیه پشت سرت دقیقه میدُوه تا به سمت منبر بِبَرِت سرِ ساعت رسیدن فرشتهها دور و بَرِت میگه جونم، پدرت بگو که الحق که، وصی اربابی یزیدو رسوا کرد، چه خطبهی نابی شامو به هم ریختی، گفتی علیزادهم به تو تفاخر کرد، امامِ سجّاد هم یا زینب...