شادی نمیخواهد کسی که غم پسندیده آری جنون است عاشقی در عشق بی دل با خندهی مردم عوض هرگز نخواهد کرد هرکس شکوه اخم کردنهات را دیده از عشق هرکس که بسوزد رتبه میگیرد اینجا مقرب میشود هرکس که رنجیده آنکه ندیده بیمحلی پس ندیده عشق مجنون پس از ظرف شکسته، عشق فهمیده تمرین مردن کرد عمری زیر پای یار تاریکی شب رنگ گیسوهای شیرین است فرهاد اگر فرهاد شد؛ شبها نخوابیده دربهدری دارد جمال یار را دیدن ****** خواهر نمرده غم ببینی این روزا تنهاترینی پنجاه و چهار ساله ندیدم زانو بغل کرده بشینی تا عزیز برادر من شدی تو تموم لشکر من شدی نگران نیزهها نیستی نه نگران معجر من شدی ****** حسین باید باشی تا دردو بفهمی بلرزی تا شب سردو بفهمی باید تو بزم می خوارا بری تا نگاه هرز و نامردو بفهمی ای خوش غیرت درداتو میفهمم دلشورهی فرداتو میفهمم