رسد بوی بهار و عطر گل از گلشن طاها نشسته سورهی کوثر به روی دامن طاها ز خیل عرشیان رسد این زمزمه خوش آمد فاطمه، خوش آمد فاطمه نبی ام ابیها را گرفته اندر آغوشش خدا داند چه میبیند چنین گردیده مدهوشش ز خیل عرشیان رسد این زمزمه خوش آمد فاطمه، خوش آمد فاطمه رسد بوی بهار و عطر گل از گلشن طاها نشسته سورهی کوثر به روی دامن طاها ز خیل عرشیان رسد این زمزمه خوش آمد فاطمه، خوش آمد فاطمه صل علی محمّد سوره ی کوثر آمد صل علی محمّد همسر حیدر آمد صل علی محمّد عجب گلی در آمد صل علی محمّد و آل محمّد اللّهم صل علی محمّد وآل محمّد صلوات را خدا گفت جبریل بارها گفت در شان مصطفی گفت صل علی محمّد و آل محمّد اللّهم صل علی محمّد وآل محمّد موسی که زد عصا را بر فرق سنگ خارا میخواند این دعا را صل علی محمّد و آل محمّد اللّهم صل علی محمّد وآل محمّد یاحصرت زهرا عیدی بده بر ما یا زهرا یازهرا امیر المومنین حیدر ای روی تو جلوه گاه سرمد زهرا وی سینهی تو بهشت احمد زهرا