نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره غم زِ رویم میشویَد اشک طفلان دیوار و در گرفته سر مرا به دامان کوفی که روز من را تاریک کرده چون شب با سنگ ایستاده در انتظار زینب ای رهبر و مرادم، ای حجّت الهی بر کوچههای کوفه مولا نما نگاهی حسینم یا حسین... امشب به تیرگیها در موج غصّه و غم فردا بریزد از بام، آتش به روی فرقم امشب به خانهی خود طوعه دهد پناهم فردا قدم گذارد زهرا به قتلگاهم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد