(دست زیر محاسن، چشما خیسِ خیسه) ۲ این حال حسینه، مقتل مینویسه (حلقهزدن دور علیاکبر، مخدرات) ۲ با لبتشنه میره میسوزه قلب فرات به گریه میگه زینب ای جان برادرم نرو نرو که بی تو تنهایی عمه فدات (اَشهَد اَنَّ مُحمّد اذان رفت که رفت جلو چشمای حسین راحت جان رفت که رفت زیر شمشیر غمش رقصکنان رفت که رفت) ۲ علی علی اِرحم بِغُربَتَنا... (زخمهای عمیقی، رو نقش نگین خورد بالا جسم اکبر، آقامون زمین خورد) ۲ (فَقَطَعوهُ بِسُیوف ایوای چه پیکری) ۲ دیگه از اسمت نه علی مونده نه اکبری تا قبل از لین شبیه پیغمبر بودی بابا ولی از الان دیگه مثل مادری مرحمی برای زخم جگرم نیست که نیست راهی واسه بردن تو تا خرم نیست که نیست بعضی اعضای تنت پسرم نیست که نیست علی علی اِرحم بِغُربَتَنا...