داره صدا میاد از دل لشکر بر لب سقا انابن الحیدر تا جلو میره یک قدم عباس صد قدم از اون دور میشه لشکر هل مِن مبارز؟ من ابالفضلم قاری قرآنه ساقی سلطانه میکشه شمشیرو رجزش طوفانه به حرم حساسه روی دشمن قرصه ( پی کارتون برید این آقام عباسه!) 2 دریادل مدد ابوفاضل.. یه سر و گردن از همه سرتر داره می تازه مرد قَلَندر سپاه دشمن به هم می گفتن الفرار الفرار اومده حیدر همه به حالش غبطه می خوردن به زیر تیغ سقا می مردن شیوهی جنگش نمونه بوده یه دونه میزد صدتا می مردن هل من مبارز؟ من ابالفضلم ( مرتضی صولته یل باغیرته) 2 این علمداره و خیلی با جراته یل ام البنین مارقو زد زمین خدا از عرش میگه مرحبا آفرین ***** (شصت شب چایی روضه اثرش جای خودش) 2 بوی نذری حسن یک شبه گیجم کرده حسن،حسن،حسن (هل من مبارز یا ایهاالناس )2 آمد به دنیا شاگرد عباس یا قاسم،یا قاسم، یا قاسم (نه زره دارد، نه سپر دارد) 2 او حسن زاده است، پس جگر دارد متل بابایش خط شکن باشد عاشق جنگ تک به تک باشد