جوونا برید از تُو خیمه واسه‌م عبا بیارید

جوونا برید از تُو خیمه واسه‌م عبا بیارید

[ محسن عراقی ]
(جوونا برید از تُو خیمه واسه‌م، عبا بیارید) ۲
قدَم شکسته، باید که واسه‌م عصا بیارید

بدنِش از روی دست می‌ریزه خدایا
شبیه دونه‌های تسبیح پخشه تُو صحرا

جون داره می‌ده، براش می‌خونم: لالا لالایی
لباش تکون خورد، لخته نمی‌ذاشت، بگه بابایی

ای وای وَلَدی، وَلَدی، وَلَدی...

*****

بغلِ تو بازه مؤذن من، برای نیزه
اذون به هم ریخت، با قیچیایِ...

نمک زندگیِ من، پاشیدی رُو خاکا
نمک زخمام شده خنده‌های صحرا

می‌خنده دشمن، به غربت من، پا شو جَوونَم
خبرِ تو پخشه، پخشِ زمینی،دردِت به جونم

ولدی، ولدی...

*****

(گوش کن، خواهرم از سمت حرَم می‌آید
با فغان پسرم وا پسرم می‌آید)
...
(دارن به ریش من می‌خندن، پاشو بریم
دستای عمّه‌تو می‌بندن، پاشو بریم)

نظرات