به نام نامی شاه جهان ابوفاضل به نام ماه زمین و زمان ابوفاضل به نام اسوهی نام آوران ابوفاضل به غیرت و شرف عشقمان ابوفاضل بگو یکیست پهلوان ابوفاضل ذخیره است برای حسین ذخر حسین کلام شاه برایش تمام نصب العین قرینهی خود مولاست ابن ذوالقرنین غضب نکرده ببین سجده میکند صفّین به پای جرئت شیر جوان ابوفاضل ابهتیست در این یل که در قیامت نیست شهامتی که در او هست در شهامت نیست قیامتیست قیامش شبیه قامت نیست پر مَلک به بهای پر علامت نیست علم کشیم و جلودارمان ابوفاضل چه خوش نشسته ردیفم از اوّل مطلع فدای نلم ابوفاضلم که از منبع ببارد عشق بر این سینههای لم یزرع تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مصرع که بی نشان منم و لا مکان ابوفاضل